سيد احمد على خسروى
144
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
سوزش بول خبر مىدهد بزخمهائى كه حادث مىشود در مثانه و ذكر و اسهالى كه سوزاننده است مقعد را خبر مىدهد بسجج و سقوط شهوت باقى و نفخ شكم و درد اطراف خبر مىدهد بقولنج و خارش در مقعد اگر از كرمهاى ضعيف نباشد در آن مقعد خبر مىدهد به بواسير و بسيارى دملها و سلعها خبر مىدهد بدبيله كه حارث مىشود و قوه خبر مىدهد ببرص اسور و بهق ابيض خبر مىدهد ببرص ابيض . در تسكين دردها است در حقيقت در دو مورد و مسكّن آنست . بدانكه درد ادراك بمنافيست و اين منافى يا سوء مزاج است و يا تفرّق اتّصال امّا سوء مزاج و آن منقسم مىشود بسوء مزاج حارّ يا بارد يا رطب و يا يابس و هريك از اين سوء مزاجها يا ساده هستند يا با مادّه پس محل وقوع اين ابدان ذى حسّ و ذىروحست و مسكن هميشه ضدّ اسباب اين سوء مزاجست و اين تسكين درد از سه حال خارج نيست يا تبديل مزاج و يا بتحليل مادّه و يا بتخدير عضو است و اين تحذير يا بفرط تبريد است چنان كه گذشت بالفعل باشد مانند يخ و نمك و بالقوّه مانند كوكا و افيون و يا بسيتى كه در آن مخدّر است مثل افيون و بزر البنج و كوكا و مهرگياه و اتر و غيره و از مسكّنات كه برفق تسكين مىدهند مرخيّات است و آن مانند شبت و بزرگ و اكليل و بابونه و تخم كرفس و بادام تلخ و هر گرمى بالفعل بدرجهء كمى كه مرخى به او صدق نمايد مثل آب نيمگرم و مثل نشاسته و زعفران و خطمى و كلم و زوفاى تر و شحوم و روغنهاى اينها . و نيز از مسكّنات هر چيزى كه استفراغ مادّه موجّعه كند مثل اماله در رفع قولنج و مثل حمّام و مسهلها در دفع اخلاط و از مسكناتست چنانچه ذكر شد بعضى از اينها در سابق انگوله و آب سرد و سكنجبين در وجع الفور مثالى مىزنيم در مسكّنات قويّه اگر معالج در مرض قولنج بنيه مريض را قوى مشاهده نمود به اين معنى طاقت و تحمل درد را دارد تا مسهل و يا مليّن و ساير معالجات عملى شوند به ترك مسكن واجب